عقل ، حسابگری و حیله اندیشی و خیالبافی نيست!


در هر کشوري که مصرف بي رويه کالا تحت عنوان مصرف گرايي مدرن باب شود پول مملکت در چرخه اي نامتوازن در برابر ارزهاي خارجي که براي وارد ساختن محصولات مورد تقاضا – محصولاتي که توليد خارجي است و توسط بازارياب ها تحريک تقاضاي عمومي براي خرديشان انجام مي گيرد – بايد پرداخت گردد ، تبديل به کاه مي شود .هيچ دولتي ياراي چنين تاثيرگذاري روي ارزش پول ملي ندارد اين مردم هستند که با الگوهاي مصرفي شان روي ارزش پول ملي تاثير بسزا مي گذارند.
 

به قول گاندي ((رشد تک بعدي به افزايش اميال مي انجامد نه ازدياد خوشبختي )) فرق گاندي با بعض سياستمداران بازارياب در اين است که اين مرد فقيد، رنج استثمار انگليسي را بر مردمش فقاهت کرده و از تربيت برتري جوي يانکي ها نمي آيد . سعادت خود را در تعامل و دوستي با ديگران مي بيند نه تقويت  و تشديد مجراگرايي!

بازارياب دنباله کساني است که برخوردي نژادمدارانه با علم دارند آنها صنعت و شيوه نوين توليد را دستاورد خويش مي دانند و چون کشف وآفرينش مصنوعات جديد توسط ايشان صورت مي گيرد حق ارزش گذاري  و تعيين هنجارها را براي خود طبيعي مي دانند.