جنگ افروزی استراتژی خلق بازار


 

در حوزه بازار ما با خلق مواجهیم تا کشف . این تصوری ابلهانه است که با ویزیت چمدانی از محصولات آرایشی و گوارشی و پیله وری در بنگاه های خرد به افزایش فروش و کسب سهم بیشتری از بازار و در نهایت رشد اقتصادی و افزایش شاخص تولید ناخالص ملی دست یابیم. وقتی بدانیم کشورهای مدعی دموکراسی در دنیای معاصر چگونه تئوری کشف بازار را برای ما میراث گذاشته اند و خودالگوی خلق بازار را با روشی کثیف تعقیب می کنند ، این تصور رنگ می بازد.در خلق بازار آنچه باعث تضمین فروش و سود است یه کلمه ساده ولی بغرنج و خسارت بار است ، جنگ . وقتی هدف تولید و خدمات زندگی بهتر و تامین رفاه  و امنیت و سلامت فردی و اجتماعی انسان ودر نهایت برخورداری از زندگی مطلوب تر باشد مصرف کننده صرفا تامین کننده سود بیشتر با مصرف بیشتر تلقی نگردیده و ارائه دهنده کالا و خدمات نفع دو طرف مبادله را می بیند .

چرا محیط کسب و کار به محیط طرح و سلطه تغییریافته؟

کشورهای صنعتی و پیشرفته در مسیر توسعه و پیشرفت خسارات متنابهی به منابع طبیعی و اکوسیسم وارد آورده اند و شیوع و تسری این امر موجبات تغییرات فاجعه باری در حوزه اکوسیسم و آب و هوا شده است! و این در حالیستکه ادامه این روند به قحطی و خشکسالی های دهشت باری می انجامد که محصولات قفسه های هبچ هایپرمارکتی یارای تامین موازنه از دست رفته را ندارد.

درگذشته مزیت نسبی، تابعی از منابع طبیعی خداداد و نسبت‌های عوامل تولید (ضریب سرمایه به کار) بود. اما اکنون دانستن این نکته جالب است که باور رایج در جهان اقتصاد این است که هفت صنعت کلیدی چند دهه‌ی آینده عبارت خواهد بود از:

میکروالکترونیک، بیوتکنولوژی، صنایع تولید مواد جدید، هوانوردی غیر نظامی، مخابرات، ربات‌ها، کامپیوتر و نرم‌افزار آن. همه‌ی این صنایع متکی بر نیروی فکری است و هریک از این‌ها می‌تواند در هر کجای دنیا مستقر گردد. حال این‌که عملاً استقرار این صنایع در هرکجا، بستگی به این دارد که چه کسی بتواند نیروی فکری لازم برای استقرار آن‌ها را سازمان دهد.

در مواجهه با کاهش اندازه‌ی بازار، تولید نیز کاهش می‌یابد و اقتصاد وارد مسیر ناپایدار می‌گردد؛ لذا بی‌نظمی‌ها جایگزین طرح‌ها و برنامه‌های ازقبل پیش‌بینی‌شده می‌گردد. قیمت‌ها بالا می‌روند و تورم، جدالی دائم را با زندگی مردم آغاز می‌کند. تولید کمتر از ظرفیت، تحریم، اخراج موقت، بسته‌شدن شرکت‌ها، کم‌خرجی، بیماری‌های صنعتی و غیره رخ می‌دهند و در این‌جا است که تبلیغات و تشریفات اداری برای تولید بیشتر مضحک جلوه می‌کند.

((برو کار میکن نگو چیست کار که سرمایه جاودانی است کار )) واقعا آنقدر که سرمایه در جامعه امروز ما کار میکند کار سرمایه محسوب میشود؟! حقیقت تاسف بار تر اینکه ارتشاء ، اختلاس ،رانت ، پولشویی و قاچاق و انحصار طلبی ، نظام منطقی و تعادل اخلاقی بازار کسب و کار را بر هم زده است و این ابر بحران جامعه ماست !

این روزها این ادبیات مد شده ! نفر مرتکب قتل عمد می شود و به وکیلی مراجعه میکند و این جمله را حین عقد قرارداد میشنود ،تصادف بوده ممکنه برای خود من هم پیش بیاد ، قاضی روشنفکری رو میشناسم که میتونیم باهاش حکم ابد برات بگیریم و زندانبان بشردوستی رو که پونزده سال حبست رو برات آسون میکنه !

این بازاریابی است ! ره آورد اقتصاد مصرفی ! که در آن نوعا خود انسان نیز به مثابه کالایی است که کالاهای دیگر را به مصرف میرساند و ارزش ها و اصالت ها سودا می شوند و آنچه در این معامله میدهیم حقیت است و آنچه که میگیریم مجاز ! طبیعت محوریتش را از دست داده و قربانی این آز طلبی های لجام گسیخته خود ما هستیم .شما وقتی حقیقت را می فروشید اعتماد و اعتقاد جامعه آسیب می بیند و آسیب این مبانی جبران نشدنی است .جامعه ای که در آن همه چیز را با پول می شود خرید فروشگاهی است که شکاف ایجاد میکند و انسانیت را مثله میسازد ! و این همان انحطاط نگران کننده ای است که موجد فساد و ابتلاست. وقتی دقیق تر به خودمان نگاه کنیم میتوانیم بینیم چقدر در بر هم زدن اعتدال و نظم طبیعی طبیعت واقتصاد طبیعی دست داشته ایم ! چقدر مزدوری و بازاریابی کالا و خدماتی را انجام داده ایم که تامین سود و سلطه خبائث را نتیجه داشته است نه تحقق آسایشمان در زندگی !

من این محصول را نمی خرم، این خدمات را دریافت نمیکنم چون مولود یک استراتژی غلط است .

در قفسه ها کالاهایی را می بینید که به آنها احتیاج ندارید اما برای اغوای شما با جذابیتی انکار نشدنی طراحی و تولید شده اند وشما در برابر وسوسه و کنجکاویتان ضعیف تر از همیشه عمل کرده و آنها را می خرید .حربه قانون بیش از قانون شکنی به کار یغماگران رونق بخشیده است. باید مراقب بود، چون در چنین فضایی تاوان اشتباه چشم را فقط جیبت نمی پردازد.این الگومصرف کننده را به نوعی از پوچی و یاس مبتلا کرده وتهی می سازد!

شرکتی که بوگاتی ویرون را با صرف صرف مخارج هنگفت تولید می کند فروش محصول و سود خود رابه وسواس واما و اگر مشتری در خرید موقوف نمی سازد.

هیچکس از گزند این اراذل در امان نیست مانیفست مصرف گرایی رنگ پوست و ناسیونالیزم نمی شناسد کاملا بی تفاوت رفتار می کند.با استناد به آمارهای رسمی ، میزان ابتلا امریکایی ها به قتل ، غارت ، تجاوز ، خشونت و در کل ناامنی بیشتر از دیگران است.

((مصرف کنندگان به سبک زندگی ترسیم شده از سوی برندهای محبوبشان علاقه مند بوده و اشتیاق نشان می دهند ؛ بازاریابی حسی به آنها کمک می کند تا به بخشی از آن برند و چیزهایی که آن را تداعی می کند تبدیل شوند ))

پی .آر.اسمیت

پی. آر .اسمیت وقیحانه در ترویج این مدل از بازاریابی – حسی – ما را محکومین به مصرف کالا و خدماتی که اربابان سرمایه و تولید تعیین کرده اند معرفی می کند! نکته قابل تامل اینکه میزان آسیب و خسارت وارده در هر جامعه ای برابر با سطح مصرف محصولات الگوی جدید اقتصاد مصرف محور تحت عناوین فریبننده مشتری مداری است .احترام ساختگی و فریبنده بازاریاب را باور
نکنید این بسته های اغوا کننده موجد بردگی و عدول کیفیت زندگی است.
 اسرافیل شیرازی  انتی مارکتینگ نقد و واکاوی مدیریت