تخفیف نداریم


 در نقد و واکاوی  قیمت  یک محصول  باید به این نکته اشاره شود که محصول واجد دو نوع ارزش است. ارزش استفاده که عبارتست از: برای آنچه که هست بردیگر محصولات رجحان داده شده و مصرف میشود و ارزش مبادله که در واقع پولی که بطوربالقوه محصول دربردارد را شامل می گردد.ارزش کالا در همه جا یکسان است لیکن قیمت تمام شده حسب فاصله مصرف تا تولید تغییر می کند چرا که هزینه حمل و باربری به قیمت تمام شده تولید اضافه می شود.
قیمت تمام شده شامل مزد سرمایه ، مزد کار و بهره مالکانه یا همان اجاره زمین است.لیکن هر محصولی که در بازار ارائه می گردد بطور طبیعی قیمتی تمام شده با عناصر مذکور دارد که الزاما جهت حفظ کمیت و کیفیت لازم می بایست قیمت تمام شده بعلاوه سود منطقی و متعارف مترتب بر عرضه مفید و متعادل کالا – سود حاصل از عرضه - محاسبه و توسط متقاضی پرداخت گردد.
در اقتصادهای طبیعی که قیمت ها بر اساس اسلوبی منصفانه با رعایت حقوق طرف عرضه و تقاضا محاسبه می شود تخفیف معنا ندارد .تخفیف مشخصه بارزهرج و مرج و بی نظمی های فلج کننده در اقتصادهای بیمار و معیوب است .
مصرف گرایی و تحریک تقاضای عمومی برای خرید بیشتر محصول فی الواقع تحقق سود از طریق فروش بیشتر کالای مبادله ای و دریافت پول در برابر شکل تغییر یافته منابع اولیه با کسب سود بیشتر است که تجلی بارز آن فقر عمومی و بروز گدایان شیک پوشی است که صف انبوه متقاضیان ناتوان در پرداخت را تشکیل می دهند. 
قیمت تمام شده منصفانه و منطقی محصول در صورت تامین مواد اولیه ارزانتر قابل تغییر است. تغییر شکل و ساختار تولید با توسعه فن آوری و تکمیل چرخه نیز هزینه های اضافی در برداشته و نمی تواند به تنهایی موجد واقعی کاهش در قیمت تمام شده محصول باشد، حتی افزایش غیر معقول و ناگهانی عرضه نیز معلول امری خارج از منطق و محاسبات اقتصادی است و باید مراقبت و دقت کرد خاستگاه عرضه بیش از تقاضای بازار چه جریانی است چرا که مشخصا به عدم تعادل و بی نظمی در بازار می انجامد. 

در اینجا نمونه ای ارائه می نماییم که ثابت می کند تخفیف واژه ای اغوا کننده ودرواقع کم فروشی است. نوعی تعیین قیمت منهای مکانیزم منطقی و متداول بازار است که عللی خارج از چرخه معقول و متداول اقتصادی دارد و ذاتا عملی غیر اقتصادی است. عملی که می تواند با غارت پیگو – اثر موجودی نقدی - به اقتصاد فرد فرد افراد جامعه و خانواده خساراتی غیر قابل جبران وارد نماید.

فروشگاه پوشاکی را در نظر بگیرید که در تمام فصل پوشاک خود را با قیمت تعیین شده عرضه نموده و حالا ناگهان در پایان فصل تخفیف پنجاه درصدی اعلام می نماید.گرچه اولین احتجاجی که به ذهن خریدار متبادر می گردد ، فروش پایان فصل و جلوگیری ازکهنه شدن کالا و انبارآن برای یکدوره یکساله است لیکن صرف نظر از دلیل مذکور که تمام واقعیت هم نیست معنای منطقی تر فروش پنجاه درصدی بیشتر از قیمت تمام شده محصول در تمام فصل توسط فروشگاه مزبور است و این نتیجه اش  محدودیت در سطح دسترسی توده به محصول موصوف به دلیل گرانی است .

حال بیایید وضع خریداران را بررسی کنیم .آن تعداد از افرادیکه محصول را در طول فصل با صد درصد قیمت منهای تخفیف خریداری کرده اند چون گران خریده اند بازنده اند و افرادیکه محصول را در پایان فصل علیرغم نیاز زمانی موجود به محصول  با پنجاه درصد تخفیف گزاف خریده اند ، صد درصد بازنده اند.خریداران محصول تخفیفی در حال پرداخت پنجاه درصدی قیمتی تعیین شده و نه تمام شده و منصفانه محصولی هستند که دردی از آنان دوا نمی کند چون مناسب فصل جاری نیست و ویژگی اصلی کالا در فرایند خرید برای مشتری را ندارد .ویژگی خلق ارزش.شما با خرید این قسم کالاها که شانس استفاده در زمان مناسب آن را ندارید مرتکب چرداختی گزاف برای محصولی غیر ضرور شده اید که نمی توانید آن را استفاده کنید. فی الواقع با خرید این محصولات ساحت دسترسی و برخورداری  خود را به محصولی با قیمت تمام شده و معقول در بازار محدود ساخته و با ایراد خسارت به خود سود بیشتر چرخه ای مسموم را تامین می کنید که شما را از دسترسی به موقع و منصفانه محصول محروم می نماید. 
وقتی صرفا اتیکت محصول، ذهن محاسبه گرتان را ناخوداگاه فعال سازد بدلیل عدم دسترسی به اطلاعات کافی چرتکه را به نفع فروشنده این قسم اجناس می اندازید و نتیجه اش خریدن اجناسی است که نیاز شما را براورده نمی سازد بلکه خرید انجام داده اید بخاطر اینکه ارزان به نظرتان رسیده!!
در فرایند اقتصادی مبادله ارزش استفاده فراموش شده است و فروش تحقق منفعت در الگوهای مختلف است.وقتیکه عوامل مبنایی تعیین قیمت سلیقه افراد جامعه ، فن آوری و ساختار بازار شد باید دقت کرد در الگوهای محاسباتی فروشنده ها که صرفا کسب سود در دومینوی دایم کنترل و مدیریت بازار را به نفع خود تعقیب دارد گرفتار نشوید.

 

اسرافیل شیرازی/تابناك رضوي